مرا تو بی سببی نیستی


0:00
0:00


مرا تو بی سببی نیستی

به راستی صِلَت کدام قصیده ای ای غزل؟

ستاره بارانِ جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه ی تاریک؟

کلام از نگاه تو شَکل می بندد

خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!

پسِ پشت مردمکانت فریاد کدام زندانی ست

که آزادی را به لبان برآماسیده گل سرخی پرتاب می کند؟

ورنه  این ستاره بازی، حاشا چیزی بدهکار آفتاب نیست

نگاه از صدای تو ایمَن می شود

چه مومنانه نام مرا آواز می کنی

و دلت کبوتر آشتی ای است در خون تپیده به بام تلخ

با این همه چه بالا! چه بلند! پرواز می کنی!

دسترسی سریع

آواتاژ

با "صدا" می توان به اعماق تاریخ حافظه سفر کرد. گاهی صدایی، شعری، شاعری، هنرمندی ما را به نقطه ای فراموش شده از حافظه، لا به لای روزمرگی هایمان می برد. قصد ما کنار شما بودن در تمام فراموش شده هایتان است. ما بر آنیم تا صدا و اشعار هنرمندان را در این محفل با شما به اشتراک بگذاریم.

"آواتاژ، آوای تلطیف روح"