سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند


0:00
0:00


سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند / پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

به فِتراک جفا دل ها چو بربندند بربندند / ز زلف عنبرین جان ها چو بگشایند بفشانند

به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند / نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند

سرشک گوشه گیران را چو دریابند دُر یابند / رخ مهر از سحر خیزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رُمانی چو می خندند می بارند / ز رویم راز پنهانی چو می بینند می خوانند

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد / ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند

چو منصور از مراد آنان که بر دارند بردارند / بدین درگاه حافظ را چو می خوانند می رانند

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند / که با این درد اگر در بند درمانند درمانند

دسترسی سریع

آواتاژ

با "صدا" می توان به اعماق تاریخ حافظه سفر کرد. گاهی صدایی، شعری، شاعری، هنرمندی ما را به نقطه ای فراموش شده از حافظه، لا به لای روزمرگی هایمان می برد. قصد ما کنار شما بودن در تمام فراموش شده هایتان است. ما بر آنیم تا صدا و اشعار هنرمندان را در این محفل با شما به اشتراک بگذاریم.

"آواتاژ، آوای تلطیف روح"