طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف


0:00
0:00


طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف / گر بِکِشَم زِهی طرب ور بِکُشَد زهی شرف

طَرف کَرم ز کَس نَبَست این دل پر امید من / گرچه سخن همی برد قصه من به هر طرف

از خم ابروی تو ام هیچ گشایشی نشد / وَه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف

ابروی دوست کی شود دستکش خیال من / کس نزده ست از این کمان، تیر مراد بر هدف

چند به ناز پرورم، مهر بتان سنگدل / یاد پدر نمی کنند این پسران ناخلف

من به خیال زاهدی، گوشه نشین و طُرفه آنک / مغ بچه ای ز هر طرف می زندم به چنگ و دف

بی خبرند زاهدان، نقش بخوان و لاتَقُل / مست ریاست محتسب، باد بده ولاتَخَف

صوفی شهر بین که چون لقمه ی شُبحه می خورد / پاردُمَش دراز باد آن حَیَوان خوش علف

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق / بدرقه رهت شود همت شحنه ی نجف

دسترسی سریع

آواتاژ

با "صدا" می توان به اعماق تاریخ حافظه سفر کرد. گاهی صدایی، شعری، شاعری، هنرمندی ما را به نقطه ای فراموش شده از حافظه، لا به لای روزمرگی هایمان می برد. قصد ما کنار شما بودن در تمام فراموش شده هایتان است. ما بر آنیم تا صدا و اشعار هنرمندان را در این محفل با شما به اشتراک بگذاریم.

"آواتاژ، آوای تلطیف روح"