جخ امروز از مادر نزاده ام


0:00
0:00


جَخ امروز از مادر نزاده ام. نه،

عمر جهان بر من گذشته است.

نزدیک ترین خاطره ام خاطره ی قرن هاست.

بارها به خونمان کشیدند، به یاد آر!

و تنها دست آوردِ کُشتار، نان پاره ی بی قاتُقِ سفره ی بی برکت ما بود.

اَعراب فریبم دادند

بُرج موریانه را به دستان پُر پینه ی خویش بَر ایشان در گشودم

مرا و همگان را بر نَطعِ سیاه نشاندند و گردن زدند.

نماز گزاردم و قتل عام شدم که رافِضی ام دانستند!

نماز گزاردم و قتل عام شدم که قِرمَطی ام دانستند!

آنگاه قرار نهادند که ما و برادران مان یکدیگر را بُکُشیم و این

کوتاه ترین طریق وصولِ به بهشت بود!

به یاد آر! که تنها دست آورد کشتار

جُل پاره ی بی قَدرِ عورت ما بود.

خوش بینیِ برادرت، ترکان را آواز داد، تو را و مرا گردن زدند.

سِفاهت من چنگیزیان را آواز داد، تو را و همگان را گردن زدند.

یوغ وَرزاو بر گردنمان نهادند، گاو آهن بر ما بستند، بر گرده مان نشستند

و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند، که بازمانده گان را

هنوز از چشم، خونابه روان است.

کوچ غریب را به یاد آر! از غربتی به غربت دیگر

تا جست و جوی ایمان، تنها فضیلت ما باشد.

به یاد آر! تاریخ ما بی قراری بود، نه باوری، نه وطنی!

نه، جخ امروز

از مادر نزاده ام.

سروده شده در سال 1363

دسترسی سریع

آواتاژ

با "صدا" می توان به اعماق تاریخ حافظه سفر کرد. گاهی صدایی، شعری، شاعری، هنرمندی ما را به نقطه ای فراموش شده از حافظه، لا به لای روزمرگی هایمان می برد. قصد ما کنار شما بودن در تمام فراموش شده هایتان است. ما بر آنیم تا صدا و اشعار هنرمندان را در این محفل با شما به اشتراک بگذاریم.

"آواتاژ، آوای تلطیف روح"