دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من


احمد شاملو
0:00
0:00


متن شعر زیبای ( دزدیده چون جان می روی ) مولوی با صدای احمد شاملو :


دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من / سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی ‌من مرو ای جان جان بی‌ تن مرو / وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بُگذرم / چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم / ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا / سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم / ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو / ای شاخه‌ها آبست تو ای باغ بی‌پایان من

یک لحظه داغم می کَشی یک دم به باغم می کِشی / پیش چراغم می کِشی تا وا شود چشمان من

جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا / بی‌تو چرا باشد چرا! ای اصل چار ارکان من


دیوان شمس مولوی | غزلیات | غزل شماره 1786

دسترسی سریع

آواتاژ

با "صدا" می توان به اعماق تاریخ حافظه سفر کرد. گاهی صدایی، شعری، شاعری، هنرمندی ما را به نقطه ای فراموش شده از حافظه، لا به لای روزمرگی هایمان می برد. قصد ما کنار شما بودن در تمام فراموش شده هایتان است. ما بر آنیم تا صدا و اشعار هنرمندان را در این محفل با شما به اشتراک بگذاریم.

"آواتاژ، آوای تلطیف روح"

اواتاژ
اواتاژ