خب آره که خیابونا و میدونا ارث بابامه


پرویز پرستویی
0:00
0:00


متن دکلمه با صدای پرویز پرستویی :


خب... آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه

واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز

این کله پوکو میگیرم بالا

و از بی سیگاری میزنم زیر آواز

و اینقدر میخونم

تا این گلوی وا مونده وا بمونه....

تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبی

که عمو بارون رو طاقش

عشق سیاه خیالی منو ضرب گرفته

شام که نیس

خب زحمت خوردنشم ندارم

در عوض

چشم من و پوتینای مچاله و پیریه که

رفیق پرسه های بابام بودن

بعدشم واسه اینکه قلبم نترکه

چشمارو میبندم و کله رو ول میکنم رو بالشی که پر از گریه های ننمه

گریه که دیگه عار نیست

خواب که دیگه کار نیست

تا مجبور بشی از کله سحر

یا مفت بگی و یا مفت بشنُفی و

آخر سر اینقدر سر به سرت بذارن تا سر بذاری به خیابونا

هی هی

دل بده تا پته دلمو واست رو کنم

میدونی؟ همیشه این دلم به اون دلم میگه

دِکی

تو این دنیای هیشکی به هیشکی

این یکی دستت باید اون یکی دستتوبگیره

ورنه خلاصی، خلاص!

اگه این نبود... حالیت میکردم

که کوه ها رو چه طوری جابجا میکنن

استکان ها رو چه جوری می سازن

سرد و گرم و تلخ و شیرینش نوش جان

من یاد گرفتم چه جوری شبا

از رویاهام یک خدا بسازم

و دعاش کنم که عظمتتو جلال...

امشب هم گذشت و کسی ما رو نکشت

بعدش هم چشمامو میبندم و دلو میسپرم

به صدای فلوت یَدی کوره

که هفتاد سال تمومه عاشق یه دخترچارده ساله بوره

منم عشق سیاهمو سوت میزنم تا خوابم ببره

تو تَه ته های خواب یه صدای آشنایی چه خوش میخونه

بشنو...

" هی لیلی سیاه

اینقدر برام عشوه نیا

تو کوچه... تو در تو... سر تا سر این شهر هرجا بری همراتم

سگ و سوتک میدونه

کشته عشوه هاتم..."

 

بخشی از شعر سلام خداحافظ حسین پناهی

با صدای پرویز پرستویی و حسین پناهی

دسترسی سریع

آواتاژ

با "صدا" می توان به اعماق تاریخ حافظه سفر کرد. گاهی صدایی، شعری، شاعری، هنرمندی ما را به نقطه ای فراموش شده از حافظه، لا به لای روزمرگی هایمان می برد. قصد ما کنار شما بودن در تمام فراموش شده هایتان است. ما بر آنیم تا صدا و اشعار هنرمندان را در این محفل با شما به اشتراک بگذاریم.

"آواتاژ، آوای تلطیف روح"

اواتاژ
اواتاژ